الشيخ رسول جعفريان

109

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )

( 3 ) ساختار حكومت در ايران صفوى و نقش علما در آن نظريهء سياسى شيعه پيش از دورهء صفوى در نگاه شيعهء اماميه ، ترديدى وجود ندارد كه تنها اساسى كه مىتواند در بعد قدرت سياسى ، مشروعيت مطلق داشته باشد ، مسألهء نص و نصب از جانب خداوند است ؛ بنابراين ، حاكميتى كه فاقد اين اساس باشد ، از نظر آن مذهب نامشروع بوده و عنوان غصب را خواهد داشت . از زاويهء ديد شيعه ، عمده‌ترين دخل و تصرف‌هاى سياسى ، و جز آن در همهء مراتب ولايت - به جز آنچه خود شارع استثنا كرده است - تنها وقتى مشروع خواهد بود كه مسبوق به نوعى ولايت الهى باشد ؛ چرا كه ولايت حقيقى بر مؤمنان در انحصار خداوند است و آنان كه از آن روى برگردانند ، ولايت طاغوت را پذيرفته‌اند . « 1 » شكل مستقيم نصب ، حد اكثر تا پايان غيبت صغرا ، يعنى پايان دورهء نصب نوّاب اربعه ( سال 329 ) در مفهوم سياسى آن ، مىتوانست مشكل رهبرى را براى شيعيان حل كند ؛ اما در غيبت كبرى ، صرف نظر از آن كه اصل امامت و ولايت الهى مقبول است ، با وجود غيبت امام ، رهبرى سياسى - مذهبى شيعيان در ظاهر ، چگونه تحليل و تداوم يافته است ؟ دشوارى مهمى كه وجود داشت آن بود كه شيعيان از پس از غيبت صغرى - سال 329 - هميشه به عنوان يك اقليت در ميان اهل تسنن زندگى مىكردند . به همين دليل ، در تمام اين مدت ، كمتر مىتوانستند به داشتن يك حكومت و رهبرى سياسى مستقل بينديشند ؛ چرا كه اساسا امكان تحقق آن با وجود دولت‌هاى مقتدر و فراگير سنى در بلاد عجم و عرب وجود نداشت . در چنين شرايطى ، نخستين تلاش آنان اين بود تا مذهب تشيع و مبانى آن را حفظ كرده ، و نيروهاى خود را از دست ندهند ، بلكه بر شمار آن بيفزايند . اعتقاد سياسى شيعيان ، به عنوان اصل اولى آن بود كه امام حقيقى آنان ، يعنى تنها كسى كه حكومتش حق است ، امام زمان عليه السلام است كه در حال حاضر غايب است و ديگران ، غاصب حق او هستند . بنابراين ، تمامى دولت‌هايى كه بدون هيچ‌گونه انتسابى با امام زمان عليه السلام حكومت

--> ( 1 ) . بقره ، 257 : اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ .